اولین نشانه های تکامل ماکروسکوپی دندان های مولر شیری فک بالا در 5/12 هفتگی آغاز می شوند. زمان اولین نشانه های کلسیفیکاسیون دندان مولر اول شیری فک بالا در 5/15 هفتگی ودندان مولر دوم شیری فک بالا در 19 هفتگی می باشد.هنگام تولد سه چهارم ارتفاع اکلوزوژنژیوالی تاج مولر اول شیری فک بالاو یک چهارم ارتفاع اکلوزوژنژیوالی تاج مولر دوم شیری فک بالا کلسیفیه شده است (3).
دندان مولر دائمی اول و دوم در حدود هفته بیستم دوره جنینی شروع به تکامل می کنند. این در کامل در طی مراحلی متوالی صورت می گیرد. تکامل تاج در حدود 5/2 الی 3 سالگی رخ می دهد در حالی ریشه دندان حدود 9 الی 10 سالگی کامل می شود. این رویداد ها در طی یک توالی شامل شروع تقسیم سلولی، رشد سلولی، تمایز و رسوب عاح و مینا رخ می دهند (4).
دندان ابتدا از یک لایه سلول اپی تلیالی به نام دنتال لامینا تشکیل می شود. مراحل تشکیل دندان از دنتال لامینا با توجه به شکل دندان به سه مرحله تقسیم می شود. ابتدا یک توده شبیه جوانه گل بوجود می آید1. مشخصه این مرحله تکثیر سلول های اپیتلیالی به داخل اکتومزانشیم می باشد. سپس این توده انواژینه شده و به آن کلاهکی شکل گفته می شود2. به این توده سلولی ارگان مینایی هم گفته می شود. در نهایت با رشد جوانه دندان و عمیق تر شدن این انواژیناسیون مرحله زنگی شکل رخ می دهد3. در طی تکامل تاج دندان بافتی که در داخل این انواژیناسیون یا همان ارگان مینایی به دام می افتند تولید پالپ دندان را می نماید و در مراحل ابتدایی به آن دنتال پاپیلا گفته می شود (5).
سلول های لایه خارجی ارگان مینایی در اثر تمایز به آملوبلاست ها تبدیل می شوند که تولید مینا را می نمایند. از طرفی دیگر سلول های داخلی ارگان مینایی با تمایز خود به ادونتوبلاست ها در تشکیل عاج شرکت می نمایند (5).
همچنین اکتومزانشیم اطراف ارگان مینایی به دنتال ساک تبدیل شده و در تشکیل لیگامان پریودونتال شرکت می نماید(5).
شروع رسوب ماتریکس عاجی غیر مینرالیزه از نوک کاسپ ها رخ می دهد. به اولین لایه معدنی عاج که تشکیل می شود، منتل دنتین گفته می شود که ضخامت حدود 20 میکرون دارد (5).
پس از رسوب اولین عاج، آملوبلاست ها شروع به تشکیل مینا می نمایند و با کامل شدن رسوب و تشکیل مینا، ریشه هم آغاز به تشکیل می کند. در محلی که سلول های داخلی و خارجی ارگان مینایی به یکدیگر متصل می شوند، لوپ سرویکال گفته می شود. با شروع رشد این لوپ سرویکال به ساختاری به نام غلاف اپی تلیالی هرتویگ تشکیل می شود. این غلاف تعیین کننده اندازه، شکل و طول ریشه های دندان می باشد. در حالتی که دندان تک ریشه باشد، این غلاف از سمت های مختلف به سمت هم رشد می کنند تا اینکه تنها یک سوراخ کوچک باقی می ماند. به این پرولیفراسیون، دیافراگم اپی تلیالی گفته می شود. در دندان های دو ریشه دیافراگم در دو ناحیه رشد می کنند و از دو طرف به هم می رسند و در نتیجه دو سوراخ ایجاد می شود. در دندان های سه ریشه هم این تکثیر در سه جهت رخ داده و سه سوراخ ایجاد می شود (4).
زمانی که اولین لایه عاج در ریشه شکل می گیرد، سلول های دنتال ساک با مهاجرت به نزدیک ریشه و نیز تمایز به سمنتوبلاست ها، شروع به تشکیل سمان می نمایند(5).
تشکیل ریشه کمی پیش از رویش دندان به داخل دهان آغاز می شود و زمانی که دندان به موقعیت نهایی خود رسیده باشد، حدود دو سوم ریشه تشکیل شده است. کامل شدن ریشه حدود دو الی سه سال پس از تکمیل رویش کامل می شود (5).
2-2-1 نحوه تشکیل کانال های لترالی
زمانی که یکپارچگی غلاف هرتویگ از بین می رود و یا یک قسمت از ریشه ادونتوبلاست ها قادر به ساختن عاج نباشند، یک نقص در دیواره عاجی ریشه بوجود می آید که در نهایت موجب تشکیل یک کانال فرعی میان دنتال ساک و پالپ می شود. این کانال های فرعی در هر منطقه ای از ریشه ممکن است تشکیل شوند اما در یک سوم انتهایی ریشه بیشتر شیوع دارند (6). اما مورد قبولترین تئوری در مورد نحوه تشکیل کانال های فرعی، به دام افتادن یک رگ خونی در غلاف اپی تلیالی هرتویگ می باشد. در صورتی که قسمت های اطراف این رگ عاج سازی رخ ندهد در نهایت یک کانال فرعی تشکیل می شود (7).
3-2-1 شناسایی کانال های لترالی
اگرچه این کانال های لترالی ممکن است در بیشتر دندان ها وجود داشته باشند، اما به علت نازکی و قطر کم آنها شناسایی و تشخیص آنها از طریق رادیوگرافی های پری ایکال اغلب امری دشوار می باشد. این کانال ها زمانی آشکار می شوند که کانال ها توسط مواد پرکردگی پر شوند و سیلر داخل این کانال ها نفوذ نماید (8).
در مطالعات مختلف، مشاهده شده است که توانایی رادیوگرافی های معمولی در شناسایی کانال های فرعی به صورت معناداری کمتر از روش های دیگر می باشد. برای کشف این کانال ها، CBCT، میکرو CT، اولتراسونیک و یا استفاده از میکروسکوپ از روش های کمکی با دقت بالا می باشند (9).
با این حال دو علامت رادیوگرافیک که می توانند دال بر وجود کانال های فرعی باشد عبارت اند از:
گشاد شدگی لوکالیزه پریودونتال لیگامان در سطوح طرفی ریشه؛
وجود یک ضایعه طرفی واضح که به علت شکستگی ریشه نباشد (10).
در بررسی منشا یک sinus tract در حالتی که گوتا پرکا به سطوح طرفی ریشه متمایل شود، در این صورت احتمالا ضایعه مربوط به کانال های اضافی می باشد (10).
4-2-1 جایگاه و شیوع کانال های لترالی
کانال های لترالی در هر سطحی از ریشه دیده می شوند. اما این کانال ها بیشتر در یک سوم انتهایی ریشه مشاهده می شوند. این کانال ها بیشتر درریشه های دندان های مولر و پرمولر مشاهده می شوند. با این حال این کانال ها در یک سوم کرونالی ریشه و یا در دندان های قدامی نیز مشاهده می شوند (8).
5-2-1 شکل بندی های مختلف کانال های ریشه ای
دانشمندان مختلف تاکنون تقسیم بندی های متفاوتی برای شکل بندی های مختلف کانال های ریشه ای در دندان های مختلف ارائه داده اند. یکی از این تقسیم بندی ها، طبقه بندی Wein می باشد:
Type I: یک کانال که به یک فورامن اپیکالی ختم می شود.
Type II: دو کانال که به یک فورامن اپیکالی ختم می شود.
Type III: دو کانال که به دو فورامن اپیکالی ختم می شود.
Type IV: یک کانال که به دو فورامن اپیکالی ختم می شود (11).
در یک تقسیم بندی دیگر آقای Vertucci شکل بندی های مختلف کانال ریشه ای را به 8 گروه تقسیم نمود:
Type I: یک کانال منفرد از اتاقک پالپ تا اپکس
Type II: دو کانال جدا از هم از اتاقک پالپ خارج شده و در نزدیکی اپکس به هم متصل می شوند.
Type III: یک کانال اتاقک پالپ را ترک کرده و دو کانال می شود که در نهایت به هم متصل می شوند.
Type IV: دو کانال مجزا از اتاقک پالپ تا اپکس
Type V: یک کانال اتاقک پالپ را ترک کرده و دو کانال می شود که در نهایت به دو فورامن اپیکال مجزا ختم می شوند.

Type VI: دو کانال مجزا از هم اتاقک پالپ را ترک کرده و در تنه ریشه یکی شده و در نهایت جدا می شوند و به دو فورامن اپیکال ختم می شوند.
Type VII: یک کانال اتاقک پالپ را ترک کرده و در تنه ریشه به دو کانال تقسیم شده و دوباره به هم متصل می شوند و در نهایت جدا می شوند و به دو فورامن اپیکال ختم می شوند.
Type VIII: سه کانال مجزا و مشخص از اتاقک پالپ تا اپکس (شکل 1-1) (11).
شکل 1-1: انواع مورفولو‍ژی کانال ریشه بر اساس طبقه بندی Vertucci
در مورد کانال هایی که در طبقه بندی های فوق جای نمی گیرند، طبقه بندی مکمل دیگری به نام طبقه بندی Gulabivala وجود دارد که در شکل 2-1 نمایش داده شده است (2).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شکل 2-1: طبقه بندی مکمل Gulabivala
6-2-1 مورفولوژی دندان های مولر اول و دوم ماگزیلا
مولر اول ماگزیلا بزرگ ترین دندان از نظر حجم می باشد و یکی از پیچیده ترین دندان ها از نظر آناتومی کانال و ریشه است. بیشترین عرض اتاقک پالپی در بعد باکولینگوآل است و دارای 4 شاخک پالپی می باشد. حدود اتاقک پالپی در سرویکال لوزی می باشد(11).
مدخل کانال اصلی مزیوباکال در دندان مولر اول ماگزیلا در باکال و مزیال مدخل کانال دیستوباکال قرار دارد. مدخل کانال دوم مزیوباکال (MB2) در پالاتال و مزیال کانال اصلی قرار دارد(11).
در این دندان بلندترین و قطورترین ریشه مربوط به ریشه پالاتال می باشد. این ریشه معمولا در یک سوم اپیکالی به سمت باکال انحنا می یابد. ریشه دیستوباکال مخروطی بوده و ممکن است یک و یا دو کانال داشته باشد. ریشه مزیوباکال نسبت به هر ریشه دیگری در دهان مورد جستجو و بررسی کلینیکی قرار گرفته است و ممکن است یک، دو یا سه کانال داشته باشد(11).
موقعیت کانال MB2 بسیار متغیر است . عبور از این کانال اغلب دشوار بوده چراکه یک پله عاجی مدخل آن را می پوشاند. همچنین مدخل کانال بر روی کف اتاقک پالپی یک شیب مزیوباکالی دارد و در مسیر آن یک یا دو انحنا شدید وجود دارد. این کانال را با برداشتن این موانع عاجی توسط نوک های اولتراسونیک در مزیال و اپیکال طول شیار مزیوباکال پالپ می توان کشف نمود(11).
مولر دوم ماگزیلا از نظر تاجی و آناتومی ریشه و کانال مشابه دندان مولر اول می باشد. تفاوت های میان این دو دندان مربوط به نزدیکی و به هم چسبیدگی بیشتر ریشه های دندان، انحنای بیشتر ریشه های دندان و کوتاه تر بودن ریشه های دندان مولر دوم نسبت به مولر اول می باشد(11).
ریشه های دندان مولر دوم در بیشتر موارد دارای یک کانال می باشد و شیوع 4 کاناله بودن این دندان کمتر از دندان مولر اول می باشد(11).

7-2-1 انواع روش های شناسایی مورفولوژی کانال های دندانی به صورت آزمایشگاهی
در مطالعات آزمایشگاهی صورت گرفته، از روش های مختلفی برای بررسی شکل بندی های مختلف کانال های دندان استفاده شده است. یکی از شایعترین روش های مورد استفاده، رنگ آمیزی با جوهر هندی و سپس دمینرالیزاسیون دندان می باشد. یک روش دیگر برش دادن دندان ها می باشد که استاندارد طلایی شناسایی مورفولوژی کانال ها می باشد (9).
در مطالعات جدیدتر، از تکنیک Cone-Beam Computed Tomography یا همان CBCT استفاده می شود. توموگرافی کامپیوتری با اشعه مخروطی (CBCT) تکنولوژی جدیدی است برای به دست آوردن تصویر سه بعدی از محل مورد نظراز منبع پرتو مخروطی شکل و همچنین آشکار ساز دو بعدی برای به دست آوردن تصاویر از ناحیه مورد نظر استفاده میشود. اساس کار این تکنولوژی ,حرکت همزمان اشعه X در یک طرف و آشکار ساز در طرف مقابل و در واقع یک اسکن چرخشی بیش از 180 درجه، می باشد. در هنگام چرخش, اکسپوژرهای متعدد در فواصل معین صورت می گیرد که به تصاویر حاصله “تصاویر پایه” می گویند. مجموعه تصاویر پایه توسط برنامه های نرم افزاری کامپیوتری به منظور پردازش تصویر نهایی، آنالیز می شوند (9).
این تکنیک دارای مزایایی نسبت به سایر تکنیک های آزمایشگاهی می باشد. نکته نخست غیر تهاجمی بودن آن می باشد که انجام مطالعات بیشتر بر روی نمونه های دندانی را ممکن می سازد. همچنین این روش دارای دقت بسیار بالایی می باشد. برخلاف سایر تکنیک های آزمایشگاهی، این تکنیک علاوه بر نمونه های کشیده شده، قادر به انجام بر روی بیماران نیز می باشد. اما استفاده از CBCT نیازمند تجهیزات و امکانات بیشتری بوده که ممکن است در بعضی مطالعات نتوان از آن استفاده نمود. همچنین بدلیل مخروطی بودن اشعه خروجی CBCT، بخش عمده ای از فوتون ها تحت تاثیر تداخلات کمپتون قرار می گیرند و منجر به تولید اشعه X پراکنده می گردند. این اشعه پراکنده توسط پیکسل های موجود بر آشکار ساز جذب و ثبت می گردند که باعث ایجاد Noise می گردد (9و 12).
(3-1) مروری بر مطالعات انجام شده
Abuabara و همکارانش در سال 2013 به بررسی کارایی روش های تشخیصی مختلف در شناسایی کانال MB2 در دندان های مولر اول ماگزیلا پرداختند. آنها در تصاویر رادیگرافیک ابتدایی این کانال را در 8% دندان ها مشاهده نمودند. در بررسی بالینی در 50% موارد و در بررسی با استفاده از CBCT در 54% موارد این کانال تشخیص داده شد. در بررسی بالینی پس از CBCT در 54% و در بررسی بالینی با استفاده از میکروسکوپ در 58% موارد این کانال شناسایی شد. در استفاده از اولتراسونیک Start X باعث کشف دو مورد اضافی و در مجموع 62% شناسایی MB2 شد. با توجه به طبقه بندی Vertucci 48% ریشه های مزیوباکال تیپ I، 28% موارد تیپ II، 18% موارد تیپ IV و در 6% موارد تیپ V بودند. آنها هیچگونه تفاوت معناداری میان توانایی تشخیصی CBCT و بررسی بالینی مشاهده نکردند. اما رادیوگرافی پری اپیکال تفاوت معناداری با سایر تکنیک ها داشت. آنها نتیجه گیری نمودند که استفاده همزمان از تکنیک های مختلف می تواند احتمال شناسایی کانال MB2 را بالا می برد. تفاوتی بین CBCT، میکروسکوپ و اولتراسونیک در این مورد وجود ندارد (13).
Domark و همکارانش در سال 2013 به مقایسه سه تکنیک رادیگرافی پری اپیکال، CBCT و میکرو CT در شناسایی کانال های دندانی ریشه مزیوباکال مولر اول ماگزیلا پرداختند. آنها 18 ریشه مزیوباکال را مورد ارزیابی قرار دادند. آنها مشاهده نمودند که دقت CBCT در شناسایی کانال های ریشه مزیوباکال با میکرو CT تفاوت آماری معناداری نداشت. در حالی که رادیگرافی پری اپیکال به صورت معناداری دقتی کمتر از میکرو CT داشت. آنها CBCT و میکرو CT را روش های مناسبی برای بررسی مورفولوژی کانالی ارزیابی کردند (14).
Han و همکارانش در سال 2012 به بررسی موقعیت اوریفیس کانال دیستوباکال مولر دوم ماگزیلا با استفاده از CBCT در یک جمعیت چینی پرداختند. آنها 816 مولر دوم را در408 بیمار مورد بررسی قرار دادند. آنها مشاهده نمودند که 51/93% مولر های دوم دارای سه یا چهار کانال ریشه ای بودند. فاصله میان اوریفیس مزیوباکال و دیستوباکال بین 7/0 تا 8/4 میلیمتر بود. فاصله میان اوریفیس پالاتال و دیستوباکال بین 8/0 تا 7/6 میلیمتر بود. زاویه میان سه اوریفیس بین 4/69 تا 7/174 درجه بود. آنها نتیجه گیری نمودند که موقعیت کانال دیستوباکال مولر دوم ماگزیلا در جمعیت چینی دارای واریاسیون های متعددی است که درمان ریشه موفق نیازمند دانشی کامل از آناتومی این دندان ها می باشد (15).
در سال 2012 Shenoi و Ghule در مطالعه خود به بررسی شکل بندی های مختلف ریشه مزیوباکال دندان های مولر اول ماگزیلا پرداختند. آنها از 30 دندان مولر اول کشیده شده استفاده نمودند. به منظور سنجش شکل بندی آنها از تصویر بردازی توسط CBCT استفاده نمودند. آنها در 80% دندان ها یک واریاسیون در ریشه مزیوباکال مشاهده نمودند. از این میان 16/54% کانال اضافی در یک سوم کرونالی، 16/29% در یک سوم میانی و 66/16% در یک سوم اپیکالی بودند. آنها اینگونه نتیجه گیری نمودند که بیش از نیمی از دندان های مولر اول ماگزیلا دارای MB2 بوده و انجام مطالعات بعدی با استفاده از حجم نمونه بیشتر را توصیه نمودند(16).
Kim و همکارانش در سال 2012 به بررسی مورفولوژی مولر اول و دوم ماگزیلا با استفاده از CBCT در جمعیت کره ای پرداختند. آنها 814 مولر اول و 821 مولر دوم را در 415 بیمار با نژاد منگولیایی بررسی نمودند. یک ریشه در 25/0% مولر های اول و 63/4% مولر های دوم مشاهده شد. شیوع ریشه های به هم چسبیده در مولر اول 73/0% و در مولر دوم 71/10% بود. در 802 دندان مولر اول سه ریشه ای، در 59/63% ریشه های مزیوباکال و 25/1% ریشه های دیستوباکال کانال اضافی مشاهده شد. در 660 دندان مولر دوم سه یا چهار ریشه، در 39/34% ریشه های مزیوباکال، 3/0% ریشه های باکال میانی، 3/0% ریشه های دیستوباکال و 82/1% ریشه های پالاتال کانال اضافی مشاهده شد. در 10/88% مولر های اول و 07/82% مولر های دوم کانال MB2 در دو طرف به صورت قرینه وجود داشت. آنها نتیجه گیری نمودند که استفاده از CBCT برای کشف کانال های اضافی مناسب می باشد (17).
Lee و همکارانش در سال 2011 آناتومی کانال مزیوباکال را در مولر اول و دوم ماگزیلا در جمعیت کره ای را با استفاده از CBCT بررسی کردند. آنها 458 دندان مولر اول و 467 مولر دوم را بررسی کردند. در 28/71% مولر های اول و در 2/42% مولر های دوم آنها کانال MB2 را شناسایی نمودند. شکل بندی شایع بر اساس طبقه بندی Wein تیپ III و II بود. شیوع کانال MB2 با افزایش سن به صورت معناداری کاهش یافت (18).
در مطالعه ای تحت عنوان “ارزیابی آناتومی مولر های سوم پایین نهفته توسط CT:آیا اندیکاسیونی برای تصویر برداری 3 بعدی وجود دارد؟ ” که در سال 2010 توسط Lubbers و همکاران صورت گرفت ؛ پس از بررسی 707 دندان به این نتیجه رسیدند که با توجه به بازه ی گسترده ی واریاسیون های مشاهده شده و احتمال آسیب به عصب آلوءولار تحتانی ، تجویز یک تصویر برداری 3 بعدی در مواردی که ارتباط نزدیکی بین عصب و دندان مشاهده می شود ، پیشنهاد می شود(19).
در مطالعه ای تحت عنوان “مطالعه ی مورفولوژی کانال ریشه ی مزیوباکال دندان مولر اول ماگزیلا توسط Micro CT “، در سال 2010 Verma و Love به بررسی مورفولوژی این ریشه در 20 ریشه برش داده شده پرداختند. آنها از یک دستگاه اسکنر CT با قطر برش های 6/11 میکرون استفاده نمودند. آنها تعداد و شکل بندی کانال ها، حضور کانال اضافی، ارتباط بین کانال ها و تعداد اوریفیس ها را مورد بررسی قرار دادند. آنها مشاهده نمودند که در 90% ریشه ها کانال MB2 وجود داشت. در 55% از کانال ها ارتباط بین کانالی نیز مشاهده شد. در 15% ریشه ها یک فورامن اپیکال، در 20% دو فورامن و در 65% دندان ها بیش از 3 فورامن وچود داشت. در نیمی از ریشه ها، دو اوریفیس در سطح فورکا، در 40% یک اوریفیس و در 10% ریشه ها سه اوریفیس وجود داشت. در 85% ریشه ها کانال فرعی مشاهده شد. همچنین آنها مشاهده نمودند که تنها 60% ریشه ها در طبقه بندی Wein و 70% دندان ها در طبقه بندی Vertucci قابل تقسیم شدن بودند. آنها به این نتیجه رسیدند که روش Micro CT ، روشی دقیق و کارآمد برای بررسی مورفولوژی کانال های دندانی است. به علاوه طبقه بندی های موجود برای توصیف سیستم کانال های ریشه ای به اندازه ی کافی منعکس کننده ی پیچیدگی های موجود نیستند (20).
در مطالعه ای تحت عنوان “ارزیابی مقایسه ای روش های رنگ آمیزی کانال مدیفیه و تکنیک تمییز سازی، CBCT، توموگرافی کامپیوتری کمی محیطی(PQCT)، توموگرافی کامپیوتری مارپیچی (SCT)، و صاف و رادیوگرافی دیجیتالی contrast medium-enhanced در مطالعه مورفولوژی کانال ریشه” که در سال 2010 توسط Neelakantan و همکاران صورت گرفت،در مقایسه دقت روش های متنوع تعیین مورفولوژی کانال ریشه با روش رنگ آمیزی مدیفیه و تکنیک شستشو، از 95 دندان استفاده گردید.نتایج بیانگر این موضوع بودند که تفاوت روش های رادیوگرافی دیجیتال مسطح و کنتراست و نیز SCT با روش رنگ آمیزی به صورت معنی دار بود. در حالی که تفاوت معنی داری بین CBCT و PQCT با روش رنگ آمیزی مشاهده نشد. آنها نتیجه گیری نمودند که استفاده از CBCT و نیز PQCT دارای دقتی معادل روش رنگ آمیزی می باشند و قابلیت استفاده در تعیین مورفولوژی کانال های دندانی را دارند (9).
در تحقیقی تحت عنوان “مولر اول ماندیبل با مورفولوژی غیر عادی ریشه مزیال با CBCT: ارایه مورد” در سال 2010 توسط Krithikadatta و همکاران صورت گرفت، در بیماری با مولر اول سمت راست با 2 ریشه و 2 کانال، بر اساس ارزیابی با CBCT به منطور اطمینان از این مورفولوژی نادر، هیچ همبستگی بین اطلاعات حاصل از CBCT و تشخیص کلینیکی و رادیوگرافیک مشاهده نشد. آنها بر این مبنا ارزیابی تصاویر کلینیکی در کنار درک تصاویر رادیوگرافیک توصیه کردند (21).
در مطالعه ای که Blattner و همکارانش در سال 2010 تحت عنوان “کارایی CBCT به عنوان روشی دقیق در شناسایی حضور کانال های مزیوباکال در مولر های اول و دوم ماگزیلا:مطالعه ای پایلوت” صورت دادند، به بررسی حضور کانال MB2 در 20 دندان مولر اول و دوم ماگزیلا پرداختند. آنها برای این منظور از سه روش مختلف استفاده نمودند: رادیوگرافی پری اپیکال، CBCT و برش دهی کلینیکی دندان ها که استاندارد طلایی تشخیص MB2 می باشد. آنها مشاهده نمودند که CBCT حضور یا عدم حضور این کانال اضافی را در 95/78% نمونه ها به درستی تشخیص داد که از نظر آماری تفاوت معناداری میان توانایی CBCT و و استاندارد طلایی بررسی مورفولوژی کانال ها یعنی روش برش دهی کلینیکی مشاهده نگردید. آنها نتیجه گیری نمودند که CBCT استاندارد طلایی تشخیص کانال MB2 می باشد (22).
در مطالعه ای تحت عنوان “شیوع و تقسیم بندی مورفولوژیک ریشه های دیستو لینگوال در مولر های ماندیبل در جمعیت کشور کره” که توسط Song و همکاران در سال 2010 صورت گرفت،CT های مقطعی از 1775 بیمار کره ای با منشا منگولویید جمع آوری گردید و درصد وجود ریشه دیستولینگوال در دندان های مولر اول مشخص گردید (23).
Zheng و همکارانش در سال 2010 به بررسی مورفولوژی کانال در دندان های مولر اول ماگزیلا در جمعیت چینی با استفاده از CBCT پرداختند. آنها 775 تصویر CBCT از بیماران را مورد بررسی قرار دادند که در 627 مورد تنها یک دندان مولر اول مناسب برای بررسی بود و در 74 مورد دندان ها مولر اول به صورت دو طرفه مناسب بودند. آنها تعداد کانال ها و ریشه ها، وجود کانال های اضافی و میزان وجود کانال MB2 دو طرفه را مورد بررسی قرار دادند. ریشه ها به هم چسبیده در 71/2% مولر های یک طرفه وجود داشت. شیوع تعداد کانال به این صورت بود که در 31/0% دوکانال، 21/47% سه کانال، 40/50% چهار کانال، 75/1% پنج کانال و در 31/0% شش کانال مشاهده شد. کانالل های اضافی در 24/52% ریشه های مزیوباکال، 12/1% ریشه های دیستوباکال و 76/1% ریشه های پالاتال مشاهده شد. 11/71% کانال های MB2 در موارد دو طرفه متقارن بودند. آنها نتیجه گیری نمودند که CBCT روشی مناسب برای بررسی مورفولوژی داخلی دندان ها می باشد (24).
در مطالعه ای تحت عنوان” قابلیت اعتماد CBCT و سایر روش های رادیو گرافی در ارزیابی قبل از عمل مولر های سوم ماندیبل” که در سال 2010 توسط Suomalainen و همکاران صورت گرفت، 42 دندان به روش های مختاف مورد ارزیابی کلینیکی قرار گرفتند و مشخص گردید که روش CBCT نسبت به سایر روش ها از دقت و صحت بالا تری به منظور تعیین موقعیت دندان مولر سوم نهفته نسبت به کانال عصب آلویولار تحتانی و نیز مشخص سازی تعداد ریشه ها برخوردار است (25).
Baratto Filho و همکارانش در سال 2009 به بررسی آناتومی داخلی مولر های اول ماگزیلا با استفاده از سه روش ex vivo، بالینی و CBCT پرداختند. آنها در این بررسی وجود کانال های فرعی و محل آنها، تعداد فورامن ها و نیز تعداد کانال های غیر قابل ردیابی را ثبت کردند. در روش ex vivo 140 دندان مورد بررسی قرار گرفتند. در روش کلینیکی پرونده 291 بیمار که در دو سال گذشته تحت درمان ریشه در دانشکده قرار گرفته بودند بررسی شد. در بررسی CBCT 54 دندان بررسی شدند. آنها مشاهده نمودند که در روش ex vivo در14/67% موارد کانال چهارم مشاهده شد. 85/92% کانال های فرعی در ریشه مزیوباکال بودند که در 35/17% موارد قابل ردیابی تنها با استفاده از میکروسکوپ نبودند. در 30/65% کانال های فرعی یک فورامن مشاهده شد. در بررسی بالینی به ترتیب 26/53%، 35/0% و 35/0% دندان ها دارای 4، 5 و 6 کانال ریشه ای بودند. در 63/95% ریشه های مزیوباکال کانال اضافی وجود داشت که در 50/27% قابل ردیابی نبود. 38/59% موارد کانال اضافی یک فورامن وجود داشت. در بررسی CBCT 2، 4 و 5 کانال ریشه ای به ترتیب در 85/1%، 05/37% و 85/1% دندان ها مشاهده شد. در 90/90% دندان های مورد مطالعه یک فورامن مشاهده شد. آنها نتیجه گیری نمودند که استفاده از میکروسکوپ و نیز CBCT برای ردیابی کانال های اضافی بسیار ضروری هستند و CBCT برای شروع شناسایی مورفولوژی کانال ها در مولر اول ماگزیلا روشی مناسب است (26).
در مطالعه ای تحت عنوان “جستجوی شکل بندی کانال ریشه مولر اول ماندیبل در جمعیت تایوانی چینی” که در سال 2009 توسط Chen و همکاران صورت گرفت، از بین 183 دندان جمع آوری شده، توسط میکروسکوپ برشی بررسی شدند.در این مطالعه نوع مورفولوژی توسط تقسیم بندی Vertucci مشخص گردید و معلوم گردید که 20% دندان ها ریشه دیستال اضافی داشتند (27).
مطالعه ای تحت عنوان “مورفولوژی کانال ریشه ی دندان های مول اول و دوم دایمی ماندیبل در جمعیت اوگاندا” در سال 2009 توسط Rwenyonyi و همکاران صورت گرفت. در این مطالعه از 224 دندان مولر اول و 223 دندان مولر دوم ماندیبل استفاده شد. سپس از طریق رنگ آمیزی با جوهر هندی مشخص گردید که اغلب ریشه های مزیال از تیپ IV تقسیم بندی Vertucci و اکثر ریشه های دیستال تیپ I بودند.همچنین چسبندگی ریشه ها در دندان مولر دوم نسبت به مولر اول به طور مشخصی بیشتر مشاهده شد (28).
مطالعه ای تحت عنوان “مورفولوژی کانال ریشه ی دندان های مول اول و دوم دایمی ماندیبل در جمعیت اردن” که توسط Al-Qudah و Awawdehدر سال 2009 صورت گرفت، از 685 دندان مولر اول و دوم کشیده شده استفاده گردید.پس از اعمال حفره دسترسی، بافت پالپ توسط هیپوکلریت سدیم حل گردید و سپس جوهر هندی داخل کانال ها تزریق گردید.سپس به دنبال دکلسیفیه و دهیدراته نمودن دندان ها،تعداد کانال های هر ریشه،تعداد کانال های هر دندان، شکل کانال ها، تعداد و محل کانال های فرعی، حضور ارتباط بین کانالی مشخص گردید. اغلب دندان ها 3 کاناله(48%) و 4 کاناله(46%) بودند.همچنین ریشه های مزیال عمدتا از تیپ IV و ریشه های دیستال تیپ I بودند. به علاوه در 10% دندان ها ریشه C شکل وجود داشت (29).

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید