مسلما کسی را نمی توان یافت که در طول عمر خود دچار اضطراب نگردیده باشد.همه ی ما به طور حتم احساس ناخوشایند ترس و تشویش را حداقل یک بار در زندگی تجربه کرده ایم.در آن حالت هیجانی قدرت تفکر ، تصمیم گیری و عمل از ما سلب می گردد و به شخص ناتوانی تبدیل می شویم که تنها به دنبال راه حلی برای فرار از آن حالت هستیم.(مهدی دهستانی.1390.ص162).
حال تصور کنید ، این حالت چقدر می تواند برای کودک خردسال عذاب آور و غیر قابل تحمل باشد و چه پیامدهایی می تواند برای او به دنبال داشته باشد.
شاید ما به عنوان معلم نتوانیم ظهور این حالت را در دانش آموزانمان پیشگیری کنیم.اما می توانیم در تعدیل ان ، کاهش صدمات و پیامدهای اثراتش بر یادگیری و تا اندازه ای رفع آن موثر باشیم.

فصل اول
کلیات
این فصل به بیان مسئله ای اختصاص یافته است که شاید نگرانی شمار زیادی از والدین و معلمین را فراهم آورده است.
ترس و اضطراب حضور در مدرسه و کلاس در سال اول تحصیل خصوصا در روزهای اولیه اگر چه ممکن است عادی تلقی گردد اما اگر ادامه یابد و به راهبردهای معمول که معمولا در برخورد با اینگونه بچه ها ،بچه هایی که به سبب وابستگی زیاد به مادر یا … در روزهای اولیه شروع مدرسه در سال اول تحصیل دارای اضطراب و بی قراری می گردند ، کارساز هستند جواب ندهند.باید به آن ، اگر نشود گفت بیماری ، به عنوان یک مانع نگاه کرد و در سبب رفع آن برآمد.
بنابراین سعی کرده ام مسئله ی موجود را به وضوح و روشنی توصیف نمایم.اگر چه نتایج حاصله قابل تعمیم نیست اما تا حدودی می تواند برای وضعیت های مشابه قابل استناد باشد.

توصیف وضعیت موجود وتشخیص مسئله
محل اقدام: پوشینه بافت
مالکیت: دولتی
دوره تحصیلی: ابتدایی
جنسیت: دخترانه
در کلاس پایه اول ابتدایی ، دانش آموز پایه اول در هنگام حضور در کلاس ، دچار اضطراب و ترس می گردد و همین امر علاوه بر هم زدن نظم کلاس ، سبب اختلال در یادگیری وی نیز گردیده است.
دانش آموز نامبرده ، هنگام حضور در کلاس و یا هنگام پاسخ گفتن به سوال اعم از درسی و غیر درسی ، صحبت با معلم خود و دیگر اولیای مدرسه و حتی هنگام صحبت با هم کلاسی های خود دچار اضطراب می شود بطوری که از آمدن به مدرسه خودداری می کند.

گردآوری اطلاعات (شواهد1)
ترس و اضطراب ناشی از حضور در کلاس به خوبی در رفتار نامبرده مشهود بود.آن چنان که سبب هراس وی از مدرسه شده بود.
اغلب به بهانه های مختلف غیبت می نمود و همین امر سبب عقب ماندگی وی از درس می شد. حتی هنگام حضور در کلاس هم نه تنها نمی توانست برای یادگیری تمرکز نماید ،برای فعالیت های لذت بخشی چون هنر و ورزش،که اغلب دانش آموزان دوست داشته و با شوق و علاقه به آن می پردازند ،هیچگونه انگیزه و شوقی نشان نمی داد و برای زنگ آخر و رفتن به خانه بیقراری می کرد.

پرسش های پژوهش
1-منشا مدرسه هراسی دانش آموز مورد نظر درونی است یا منشا بیرونی دارد؟
2-اضطراب این دانش آموز تنها مربوط به محیط مدرسه است یا در محیط های دیگر مانند خانه نیز مشاهده می گردد؟به عبارت دیگر آیا این ترس و اضطراب تنها وابسته به محیط مدرسه و عوامل آن است؟
3- اگرترس وی ناشی از عوامل درونی است ،این عوامل چه چیزهایی می تواند باشد؟
4- نداشتن اعتماد به نفس ، خود کم بینی و عدم باور توانایی های خود می تواند از عوامل بروز این حالت در این دانش آموز بخصوص گردیده باشد؟
5- هم سطح نبودن میزان یادگیری او در کلاس با دیگر دانش آموزان در بوجود آمدن ترس از مدرسه و اضطراب وی موثر بوده است؟
6- ویژگی های فیزیکی مدرسه سبب بروز حالت هراس از مدرسه در وی شده است؟
7- احساس نا امنی در مدرسه می تواند سبب مدرسه هراسی او گردیده باشد؟ و این ناامنی از کجا ناشی می شود؟
8-آیا بیان خاطرات اطرافیان خصوصا برادر بزرگتر او که در پایه ششم تحصیل می کند بجای پشتگرمی و امنیت سبب بروز حالتهای مزبور گردیده است؟
9- طرز برخورد اولیای مدرسه با یرخی از دانش آموزان می تواند یکی از عوامل بوجودآورنده ای حالت در وی گردیده باشد؟
10- مدرسه هراسی او ناشی از دو پایه بودن کلاس می باشد؟
11-تعداد زیاد اعضای خانواده و شلوغی خانه و عدم توجه کافی به او در خانواده در بروز ترس از مدرسه موثر است؟
12-آیا ترس از مدرسه به سبب اضطراب جدا شدن از مادر می باشد؟
13- وابستگی بیش از حد کودک و مادر می تواند در بوجود آوردن مدرسه هراسی موثر باشد؟

اهمیت و ضرورت پژوهش
اگر بپذیریم که هدف آموزش و پرورش ، ساختن انسان هایی سالم ، مفید و خوشبخت است به همراه پیشرفت فکری و عقلانی ، لزوم توجه به سلامت روانی و رفتاری کودکان روشن می شود.
وجود حالت ترس و اضطراب از جمله مواردی است که اگر به موقع و به درستی به آن پرداخته نشود می تواند بتدریج به حالت بیمارگونه ای تبدیل شود و سلامت روانی کودک را به خطر اندازد.و حداقل پیامد آن محدود شدن فعالیت عادی کودک می باشد.
اضطراب و ترس از مدرسه سبب اجتناب و بی میلی شدید دانش آموز برای رفتن به مدرسه می گردد به بطوری که کودک به بهانه های گوناگون از رفتن به مدرسه امتناع می ورزد و همین امر سبب عدم یادگیری دروس و عقب ماندن از سایر همکلاسی هایش می شود.
این دقیقا موردی بود که من در کلاسم با آن مواجه شده بودم و از آن جایی که دانش آموز مورد نظر من روحیه ی آرام و به دور از پرخاشگری داشت ، عقب ماندگی درسی اش موجبات تمسخر وی توسط همکلاسی هایش شده بود و این امر مزید بر علت ، اضطراب و ترس وی را از مدرسه افزایش می داد.
ترس از مدرسه ، اگر باعث نشود که دانش آموز درس و مدرسه را رها کند ، یک عمر همراهی زجر آور را همراه خواهد داشت. و از آن جایی که بسیاری از ما ، لحظات سخت اضطراب و ترس را در کلاس درس تجربه کرده ایم و شاید هنوز هم آن را در نهانخانه ی خود ، به دنبال داشته باشیم.بهتر دیدم درباره ی دلایل ظهور و راه های رفع آن کنکاشی داشته باشم.شاید نتایج بدست امده از راه های رفته در ارتباط با این دانش آموز بخصوص بتواند مورد استفاده دیگر همکاران در موارد مشابه قرار گیرد.
تعریف مفاهیم
کودک:منظور ازکودک در این پژوهش دانش آموز پایه ی اول ابتدایی است.
اضطراب:حالت ترس و نگرانی از ابراز نظر و عقیده یا دادن پاسخ به سوالات.
یادگیری:اموختن ، به یاد سپردن و به یادآوردن به موقع اطلاعات و دانش از طریق فعالیت و تلاش خود دانش آموز.
ترس:در این پژوهش منظور از ترس ،هراس از مدرسه می باشد.
مدرسه هراسی:ترس و اضطراب کودک و اجتناب از رفتن به مدرسه.
اهداف پژوهش
هدف کلی از این پژوهش ریشه یابی مدرسه هراسی و بررسی علل و عوامل بروز آن در یکی از دانش آموزان مدرسه پوشینه بافت واقع در شهرک بسیج شهرستان کرمانشاه می باشد.
اهداف جزئی
اهداف ضمنی این اقدام عبارتند از:
1- کمک به دانش آموز مورد نظر در غلبه بر ترس و اضطراب ناشی از حضور در مدرسه.
2- ریشه یابی علل و عوامل ایجاد کننده حالت های ترس و اضطراب وی از مدرسه.
3- دست یابی به راه حل مناسب جهت مقابله باترس از مدرسه و پیامدهای آن و پایین آوردن ضریب آسیب های ناشی از آن.
4- همانگ ساختن دانش آموز مذکور با دیگر همکلاسی هایش.
5- پیشنهاد تدابیر درمانی در زمینه مدرسه هراسی.

اهداف کاربردی
با توجه به تاثیر هراس از مدرسه در فرار از مدرسه و عدم یادگیری وتبعات مختلفی که برای کودک ،خانواده ها و به دنبال آن جامعه و اجتماع دارد لزوم ریشه یابی ،پیشگیری و درمان آن مشهود می گردد.و در این میان مسئولین ،در این زمینه به خانواده ها و اولیای مدارس اشاره دارم ، باید به اصلاح زیرساخت ها ی مربوط به این مشکل اقدام نمایند.مدرسه هراسی رفتاری است که ریشه در خانواده و مدرسه دارد و درمان و اصلاح عوارض آن به همت این دو نهاد مهم و ملی را می طلبد.بنابراین انجام چنین پژوهش هایی می تواند در بهبود و اصلاح وضعیت رفتاری کودکان و نوجوانان و ارتقاء سطح یادگیری دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.
تجزیه و تحلیل و تفسیر داده ها
به نظر می رسد که وابستگی بیش از حد مادر و کودک از عوامل بسیارمهم در بروز هراس از مدرسه می باشد.البته در این میان از تاثیر عوامل دیگر نیز نباید غفلت ورزید .عواملی از جمله :طرزرفتار و برخورد اولیای مدارس ، احساس نا امنی ناشی از جدا شدن از محیط گرم خانواده و…

فصل دوم
مبانی نظری
معلم سوال را پرسید ، جواب درست را می دانستم.با خودم گفتم:دستت را بلند کن و جواب را بگو.
دستم را کمی بلند کردم که ناگهان تپش قلبم زیاد شد.ان چنان تند و محکم می زد که احساس کردم “پروانه “که در کنارم نشسته صدا و تپش قلبم را می شنود.دستم را به سرعت پایین آوردم.نصفه ی کلمه ی “اجازه ” که هنوز مجال خارج شدن از دهانم را نیافته بود در دهانم ماسید.ان چنان ضربان قلبم در گوشم می پیچید که صدای دیگری را نمی شنیدم ، چشمانم تیره و تار می دید.احساس می کردم زمان به آهستگی می گذرد و گذشت آن برایم مشقت بار بود.نمی دانم چه مدت گذشت ، یک ساعت ، ده ساعت یا … در همین هنگام صدای “آیدا “، دختر زرنگ و سر و زبون دار کلاس ، مرا به خود آورد.
او داشت جواب سوال را می داد و قلب من هنوز در تب و تاب تصمیمی بود که به انجام نرسیده بود.
پیشینه پژوهش
در جستجوی خود برای یافتن پژوهش هایی با مضمون “ترس ناشی از حضور در مدرسه ” اگر چه پژوهش هایی دقیقا با آن عنوان نیافتم اما به موارد مشابه زیر برخورد کردم که بی ارتباط با موضوع مورد نظر من نبود.این موارد عبارتند از:
1.”چگونه توانستم اضطراب و استرس برای دیکته بعضی از دانش آموزان کلاس را کاهش دهم”؟
نوشته شده توسط زهرا مختارجوزانی.سال اقدام 1382-1381.محل اقدام:منطقه 18تهران مدرسه شهید لواسانی.
چکیده:
تحقیق در مورد بعضی از دانش آموزان است که از نوشتن دیکته دچار اضطراب و ترس بودند.و همین امر سبب ناآرامی و لجوجی آن ها می شد و نظم کلاس را به هم می زدند.
راه حل های به کار گرفته شده توسط معلم:
دادن اعتماد به نفس – بعضا نوشتن دیکته به صورت جداگانه برای مدتی – دادن جوایز و تشویق – گفتن دیکته برای آن ها به صورت آرام و سپس در هر دفعه سریع تر کردن – صبر و حوصله در برخورد با دانش آموزان – دادن مسیولیت به آن ها – همکاری و گذاشتن جلسات با اولیای آن ها – گرفتن اطلاعات از اولیای آن ها.

نتیجه گیری:
– از بین بردن مشکل با صبر و تحمل و گذشت زمان و خوشرویی معلم و والدین و داشتن برخورد مناسب.
– ارتباط بین اولیا و معلم به صورت صمیمی.
2- ” چگونه توانستم ترس حضور در جمع را با تشویق به ورزش کردن از بین ببرم”؟
نوشته شده توسط مهین دخت امیری.سال اقدام1380-1379.محل اقدام:مدرسه راهنمایی شهید پاکدامن منطقه چهار تهران.
چکیده:
در کلاس درس دانش آموز …. دختر با ترس ناشی از حضور در بین جمع موجبات آزار خود و خانواده را فراهم آورده بود . و همین امر وی را دچار انزوا و به تبع آن افت تحصیلی کرده بود.
راه حل:
ارتباط نزدیک به غیر از معلم و شاگرد بودن.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نتیجه گیری:
ریشه یابی مشکلات دانش آموز مورد نظر – توکل به خدا – صبر و حوصله و کوشش در جهت حل مشکل او – داشتن سعه صدر در مقابل رفتار او و دادن شخصیت به او – گوش دادن به حرف هایش.
3- مقاله “کم رویی در دانش آموزان ، دلایل و شیوه های غلبه بر آن “نوشته شده توسط:محراب بشیر پور دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره مدرسه. برگرفته از فصل نامه رشد آموزش ، مشاور مدرسه ، دوره هشتم.شماره 3.بهار 1392.ص16.
چکیده:
کمرویی یک پدیده پیچیده و مرکب ذهنی ، روانی و اجتماعی است که به دلایل بی شمار در طول دوران رشد به تدریج پدیدار می گردد و با دارو برطرف نمی گردد.هم چنین اساسا رفتاری اکتسابی و آموخته شده است و برای درمان و برطرف کردن آن بایدیادگیری زدایی صورت گیرد و رفتار تازه و مطلوب اجتماعی در فرد فراگیر ایجاد شود.
راهکارهای ارایه شده:
– با تمرین کردن می توان در موقعیت های فشارزا که باعث تشدید کمرویی می شود ، احساس راحتی بیشتری نمود.
– کودکان را از زمان هایی که خود شما خجالتی عمل می کنید مطلع سازید.
– برای کودک توضیح دهید که چطور از برون گرایانه عمل کردن سود خواهد برد.
– به کودکان برچسب کمرویی نزنید.
– در محیط های غیرخانوادگی و اجتماعی از کودک کمتر حمایت کنید.
– تعامل کودک با دیگران را افزایش دهید.
– به فرزندان خود برای رفتارهای برون گرایانه اش پاداش دهید.
– به کودکان آموزش دهید تا هیجانات خود را شناسایی کنند.

مبانی نظری پژوهش
هراس از مدرسه:
هراس از مدرسه به بی میلی شدید رفتن به مدرسه گفته می شود. اضطراب شدید و عوارض جسمی مانند سرگیجه، درد معده و تهوع، کودک را در منزل نگه می دارد. والدین که نگران سلامت و نگران کودک هستند،غالباً رغبتی ندارند که برای رفتن کودک به مدرسه به زور متوسل شوند. از آنجا که معلوم نیست در همه موارد ترس کودک بواقع از مدرسه باشد، برخی استفاده از واژه هراس از مدرسه را برای توضیح این اختلال نمی پسندند. در برخی موارد پیداست که این اختلال اصولاً از بی میلی کودک به جدا شدن از مادر و خانه مایه می گیرد . در این صورت ، رویگردانی از مدرسه تنها می تواند جلوه ای از ترس از جدایی باشد. از این رو برخی از دست اندر کاران استفاده از واژه امتناع از مدرسه را به اصطلاح متداول تر از هراس از مدرسه ،ترجیح می دهند.

تعریف:
مدرسه هراسی برچسبی است که در مطالعات بالینی برای توصیف آن دسته از الگوهای رفتاری مورد استفاده قرار می گیرد که با امتناع از حضور در مدرسه در پی احساس اضطراب، وحشت و ترس شدید از محیط مدرسه ، مشخص می شود.(ویکس،1984)

علل و عوامل:
مشخص شده است که الگوهای مشخصی از تعاملات خانوادگی، در تداوم مدرسه هراسی نقش دارند. قابل توجه ترین الگو در این تعاملات، مادری حمایتگر افراطی است که کودکان را به خود وابسته می کند. برخلاف نوجوانان ترک تحصیل کرده ای که مدرسه را دوست ندارندو در فعالیتهای تحصیلی، عملکرد ضعیفی دارند، و نیز برخلاف کسانی که بدون اطلاع و موافقت والدینشان از مدرسه و کلاس فرار می کنند، نوجوانان مدرسه هراس با آگاهی و موافقت قبلی والدین خود ، در خانه می مانند و به مدرسه نمی روند و علی رغم اینکه ادعا می کنند مدرسه را دوست دارند و به رغم اینکه در گذشته هم عملکرد تحصیلی خوبی داشته اند، نمی توانند به مدرسه بروند.(زارب،1990)
در مورد بوجود آمدن عارضه مدرسه هراسی ،کشمکشی از درون کودک به موقعیت مدرسه جابجا یا منتقل می شود. بعضی از جنبه ها می توانند کودک را بسیار بترسانند، ولی اگر با آن ظاهراً به طریقی منطقی برخورد شود، و مثلاً مدرسه کودک را تغییر دهند و یا او را از درسی که از آن متنفر است معذور دارند، کانون دیگری به زودی جایگزین آنها می شود برای مثال برندا، یک دانش آموز مدرسه ابتدایی بواسطه ابتلا به آپاندیسیت ناگزیر شد از مدرسه غیبت کند. هنگامی که این دختر بهبود یافت، از بازگشت به مدرسه خودداری کرد و می گفت که بیم او از آن است که از درسهایش عقب افتاده است، پزشک خانوادگی آنها متذکر شد که می بایستی او را به مدرسه ای که شرایط آسان تری داشته باشد انتقال دهند ولی هنگامی که این امر انجام شد ، به ترس از توفان و رعد و برق مبتلا شد و از پنجره های بزرگ مدرسه جدید نفرت داشت، زیرا از میان آنها هرگونه تغییر قریب الوقوعی را در هوا می توانست ببیند. او از گلدوزی در حالت سکوت و در اتاقی که دارای بزرگترین پنجره ها بود نیز وحشت داشت، و از آن پس بطور کامل از رفتن به مدرسه خودداری کرد و اگر به او فشار وارد می آوردند که به مدرسه برود به نحوی هیستریک جیغ می کشید.(کان و همکاران)
علل مدرسه‌هراسی
تشخیص این که کودکان به دلایل مختلف از حضور در مدرسه خودداری می‌ورزند اهمیت بسزایی دارد. بهره هوشی بیشتر این کودکان در حد متوسط یا بالای متوسط نشان می‌دهد که مشکلات تحصیلی علت بی‌میلی آنها به مدرسه نیست. گاهی اوقات ترس از مدرسه، از اطلاعات محض از معلم یا دیگران و مقررات خارج از خانه، مقایسه شدن با کودکان ناآشنا و تجربه ترس از شکست ناشی می‌شود. برخی کودکان به دلیل تمسخر، آزار، تهدید و زورگویی بچه‌های دیگر و مورد انتقاد قرار گرفتن یا تنبیه شدن توسط معلم از مدرسه می‌ترسند.
برای بسیاری از کودکان ترس از رفتن به مدرسه در واقع دور شدن از والدینشان (اضطراب جدایی)‌ است. اکراه و امتناع از رفتن به مدرسه می‌تواند به دلایل مختلف باشد. در مواردی هم ترس کودک از این ترس شدید و غیرمنطقی ناشی می‌شود که تصور می‌کند در جمع، ارزیابی می‌شود یا خجالت می‌کشد، زیرا مجبور است در کلاس درس جواب دهد. در برخی از کودکان مبتلا به مدرسه‌هراسی، مراسم صبحگاهی استرس‌زاست و اغلب این کودکان دچار هراس از مکان‌های بسته هستند. شاید به همین دلیل برای برخی از این کودکان لازم باشد که هر وقت احساس ضعف و سستی می‌کنند بتوانند کلاس را ترک کنند.
اضطراب جدایی، عاملی اساسی در مدرسه‌هراسی کودکان
ترس‌های مدرسه‌ای کلا در 4 مرحله خود را نشان می‌دهند؛ مرحله اضطراب ناشی از جدایی، مرحله امتناع از مدرسه رفتن، مرحله آشفتگی مرضی درونی و بالاخره مرحله احساس درد، تهوع و بهم‌خوردگی دل که البته اساس آن اختلال اضطراب جدایی است. کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی نسبت به جدایی از والدین یا دور شدن از خانه، اضطراب مفرط، ناتوان‌کننده و نامتناسب با سن خود را نشان می‌دهند. این‌گونه ترس‌ها ممکن است در کودکان به صورت احساس اضطراب مبهم بروز کند یا کودک هر شب کابوس ببیند که او را دزدیده‌اند، کشته شده است یا والدین او مرده‌اند. برای این کودکان دشوار است که به تنهایی در یک اتاق باشند، تنها بخوابند، خرید کنند و به مدرسه یا اردو بروند.
کودکان مبتلا به این نوع اضطراب اغلب تمایل دارند در آغوش والدین‌شان باشند، آنها را سایه به سایه دنبال کنند و شب‌ها کنار آنها یا درست پشت در اتاق خواب آنها بخوابند. در کودکان بزرگ‌تر شکایت‌های جسمانی خاص یا اظهار ناراحتی عمومی در مدرسه متداول است و معمولا باعث می‌شود کودک به خانه بازگردانده شود.
کودکان مبتلا هنگام جدایی از والدین خود بی‌تاب می‌شوند و به هر عذر و بهانه‌ای متوسل می‌شوند تا دوباره پیش پدر و مادرشان برگردند. عملکرد تحصیلی این دسته از کودکان به خاطر درخواست‌های مکرر برای خارج شدن از کلاس درس، نگرانی‌شان نسبت به جدایی از والدین و غیبت‌های مکرر از مدرسه پایین است. درواقع می‌‌توان گفت با توجه به این که اضطراب جدایی در 9 تا 18 ماهگی بهنجار است، اختلال اضطراب جدایی به این دلیل ایجاد می‌شود که کودک نتوانسته این مرحله رشدی را با موفقیت پشت سر بگذارد یا بر اثر استرس، به مراحل قبلی رشد برگشته است.
شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهند اختلال اضطراب جدایی می‌تواند پیش‌درآمدی برای اختلال وحشت‌زدگی یا هراس از مکان‌های باز در بزرگسالی باشد. بالا بودن شیوع اختلال اضطراب جدایی بین فرزندان مادرانی است که اختلال اضطرابی و افسردگی دارند و بالا بودن شیوع آن بین خواهر و برادرهای کودکانی است که اختلال اضطراب جدایی دارند.
همچنین محققان دریافته‌اند که کودکان مبتلا به این اختلال بشدت در معرض خطر ابتلا به هراس اجتماعی هستند که در آن وضعیت‌های اجتماعی (برای مثال معاشرت با غریبه‌ها، قرار گرفتن در موقعیت‌هایی که انسان را دستپاچه می‌کنند و…)‌، اضطراب‌زا می‌شوند. چنین به نظر می‌رسد که پسرانی که مادرانشان مریض هستند در برابر این اختلال آسیب‌پذیرتر از دیگرانند.
ظاهرا آنها به گونه‌ای غیرعادی به مادرانشان متکی هستند و بیش از اندازه نگران حال آنها می‌باشند. در بسیاری موارد این کودکان، مستعد پاره‌ای ناراحتی‌های عاطفی هستند و هراس از مدرسه تنها یکی از اشکال متعددی است که حالت رکود و شکست را منعکس می‌کند.
می‌توان گفت نشانه یا عارضه هراس از مدرسه گرچه فقط یکی از شیوه‌های بروز درد است گاه به اختلال رابطه میان یکی از والدین و کودک اشاره دارد.
ویژگی‌های کودکانی که از مدرسه می‌هراسند:
ـ در محیط زندگی آنان تبعیض وجود دارد.
ـ سطح وابستگی به مادر در برخی از آنان شدید است.
ـ برخی از مادران از تیپ‌های سلطه‌جو بوده‌اند که سعی داشته‌اند کودک را در انحصار خود داشته باشند یا مادرانی مضطرب دارند.
ـ احتمالا والدینشان از آن دسته افرادی بوده‌اند که سعی داشته‌اند فرزندشان هرگز از خانه خارج نشود.
ـ اغلب این بچه‌ها ترسو و خجالتی هستند.
ـ اغلب تصور نادرستی از توانایی‌های خود بخصوص در مقایسه با دیگر بچه‌ها دارند.
ـ برخی از آنها در مدرسه و گاهی درخانه احساس تنهایی می‌کنند.
عواملی که مدرسه‌هراسی کودکان را تشدید می‌کند:
ـ درگیری والدین در خانه که کودک را در زمانی که در مدرسه است دچار اضطراب و دلواپسی می‌کند.
ـ نقص جسمانی کودک.
ـ داشتن معلم سختگیر یا تنبیه در مدرسه.
ـ سختی و مقررات و ضوابط مدرسه.
ـ درگیری و کتک‌کاری با دیگر بچه‌ها در مدرسه.
ـ تولد فرزندی جدید و احساس ناکامی و محرومیت و سرخوردگی.
پاره‌ای از اقدامات اصلاحی
ـ القاء به کودک که مدرسه ترسی ندارد.
ـ کمک و یاری کودک برای حل مشکلات مدرسه‌ای
ـ صحبت کردن در مورد مزایای درس‌خواندن و باسواد شدن
ـ بالا بردن جرات و اعتماد به نفس کودک برای غلبه بر مشکلات (درسی)‌
ـ بیشتر کردن رابطه بین مدرسه و خانه و یاری خواستن از معلمان
ـ سهل و آسان جلوه دادن ضوابط و مقررات مدرسه
ـ یاری کردن کودک در انجام تکالیف درسی و تحسین و تمجید به موقع وی
ـ دادن جایزه به کودک و تشویق وی
ـ نادیده گرفتن برخی از خطاهای کودک و به اصطلاح “مته به خشخاش نگذاشتن”
ـ گاهی رفتن به مدرسه با کودک، روحیه دادن و محبت به کودک
ـ از میان بردن عوامل نفرت از مدرسه مانند تنبیه و سرزنش و سخت جلوه دادن تکالیف.
شما نمی‌توانید کودک خود را مجبور کنید که مدرسه را دوست داشته باشد، ولی می‌توانید باعث ایجاد اعتماد و امنیت در او شوید. می‌توانید کمک کنید با احساساتش کنار بیاید و او را به سوی راه‌حل احتمالی هدایت کنید.
در عین حال، شما می‌توانید رفتارهایی را که به نحوی باعث ایجاد مشکل شده‌اند، تغییر بدهید یا حذف کنید به عنوان مثال:
برای ماندن در منزل، شرایط خاصی را تعیین کنید. برای مدرسه نرفتن شرایط مشخصی تعیین کنید. اگر کودک بیمار است باید در رختخواب بماند و حق نداشته باشد با دوستانش بازی کند.
علت نرفتن به مدرسه را پیدا کنید. سعی کنید بدانید چه عاملی در مدرسه کودکتان را آزار می‌دهد که از رفتن به آنجا خودداری می‌کند. با کودک خود صحبت کنید و او را تشویق کنید تا تمام خبرها و اتفاقاتی را که باعث می‌شوند تا او به مدرسه نرود را برای شما بگوید.
با معلم کودکتان صحبت کنید و مشکل را با وی در میان بگذارید. شاید او بتواند در حل و رفع این مشکل به شما کمک کند.

کودک را به ایجاد دوستی‌های مدرسه‌ای تشویق کنید. به کودک خود کمک کنید با همکلاسی‌هایش دوست شود و دوستی‌هایش را با آنان گسترش دهد.
به غر زدن کودک توجه نکنید. به جای آن، نظرات مثبت و اشتیاق کودک را به مدرسه رفتن تشویق کنید و به او پاداش دهید.
به کودکتان برای مرتب رفتن به مدرسه امتیاز بدهید. تا به تدریج کودکتان راه‌ بیفتد.
برای ترس کودکتان از مدرسه از یک متخصص کمک بخواهید. برخی از کودکان بشدت از مدرسه گریزانند، اگر کودک شما این طور است از یک متخصص کمک بخواهید تا این مشکل از بین برود.
تفاوت هراس از مدرسه با گریز از مدرسه:
هراس از مدرسه با گریز از مدرسه یکی نیست. مدرسه گریزان معمولاً متناوب از مدرسه غایب می شوند، پدر و مادرشان از موضوع اطلاعی ندارند. در مقابل در هراس از مدرسه،کودک معمولاً بطور پیوسته و طی دوره های طولانی به مدرسه نمی آید، و پدر و مادر از نرفتن به مدرسه و ماندن در خانه آگاهند، همچنین مدرسه گریزان، برعکس کودکانی که از مدرسه هراس دارند، معمولاً شاگردانی تنبلند، که به سایر اختلال های رفتاری چون دزدی و دروغگویی نیز دچارند.برآوردها نشان می دهد که هراس از مدرسه در کمتر از یک درصد کودکان وجود دارد(کندی،1965)پیداست که این هراس، از سایر انواع هراسها رواج کمتری دارد.(ویکس،1984)
کودک مدرسه گریز معمولاً به خانه ای تعلق دارد که در آن فقر مادی و عاطفی حاکم است، و احتمالاً او از لحاظ هوش ، از حد متوسط پایینتر است، ولی آن موارد اولیه ای که با عنوان مدرسه هراس مشخص شدند ظاهراً این نکته را تائید کردند که کودک مدرسه هراس به خانه ای تعلق دارد، که وضع مالی آن رضایت بخش و به احتمال زیاد به جای این که فاقد جو عاطفی باشد ار آن سرشار است. هوش این گونه کودکان از سطح متوسط بالاتر است. نتیجه ای که تا کنون به دست آمده حاکی است که ممکن است کودکان با هر سطح هوشی، با هر زمینه اجتماعی، و از هر خانواده ای ، و با هرگونه آرمانی، به مدرسه گریزی یا هراس از مدرسه دچار شوند.(کان و همکاران)
نشانه ها:
نشانه ها یا عوارض بدنی از جمله سردردها و دردهای گوناگونی که او به آنها مبتلا شود در کودکان مدرسه هراس عمومیت دارند. مسأله تمارض در کار نیست، زیرا ریشه عاطفی این عوارض چیزی از درد تحمل آنها نمی کاهد.
بسیاری از کودکان مدرسه هراس نشانه های روان تنی مشابهی از خودشان نشان می دهند. آنها مخصوصاً ممکن است،در مورد غذا بهانه گیر شوند و از صرف صبحانه خودداری کنند. اینها لاغر می شوند و در واقع، ممکن است حتی نتوانند برروی پا بایستند. اگر فشار وارد بر آنها برای رفتن به مدرسه بر طرف شود، بیشتر این علایم ناپدید می شوند گرچه ممکن است این کودکان ناسازگار باقی بمانند.
امکان دارد که دیگران در صدد آن باشند که از زندگی بیشتر از این کناره گیری کنند، و مدرسه تنها یکی از فعالیتهای بسیاری است که آنها از آن کناره می گیرند. اینها ممکن است خود را در اتاق خودشان محبوس کنند و از دیدار بستگان ، دوستان یا مسئولان خودداری می کنند.
در بسیاری موارد کودکان مدرسه هراس، مستعد پاره ای ناراحتیهای عاطفی هستند و هراس از مدرسه تنها یکی از اشکال متعددی است که حالت رکود و شکست را منعکس می سازد. این شکل بواسطه عوامل تصادفی بروز می کند.
بسیاری از این کودکان الگوهای اولیه وابستگیهایشان را در سالهای نوپایی با موفقیت به پایان نرسانده اند. نشانه یا عارضه هراس از مدرسه ، گرچه فقط یکی از شیوه های بروز درداست، به اختلال رابطه میان یکی از والدین و کودک اشاره دارد. چرا می بایستی کشمکش اولیه درون کودک باردیگر ظاهر شود؟ در بسیاری از موارد بالینی، کودکان نوجوانند و در هر کودک(و در هر خانواده)در این هنگام نوعی کشمکش وجود دارد. نوجوان معمولاً می کوشد که خود را از این وابستگی به والدین و از قید رها کند و بتدریج مسئولیتی را در قبال اعمال و افکارش بپذیرد. او هنوز به محیطی امن و قابل تحمل نیاز دارد که وجوه مختلف شخصیت خود را در آن بیازماید.
کودکان مدرسه هراس،در همین مرحله بیشتر ،هم به خانه و هم به مادر متکی می شوند و به علاوه با امتناع از رفتن به مدرسه در شیوه تصدی و حل مسأله زندگی خود سخت تر می شوند. آنها می خواهند رشد کنند، ولی از امکان شکستشان در راه ایفای وظایف اشخاص بالغ بیم دارند، آنها از رشد زیاد بدنی و نیروی خود و نیز بیداری بلوغ جنسی می ترسند از این رو ترجیح می دهند که به رفتاری که در مرحله اولیه رشد مناسب بود بازگشت کنند تا دردسرهای رشد بیشتر را نداشته باشند. در درون والدین نیز با توجه به تصورشان از نوجوانی کشمکش وجود دارد، تصور آنها از نوجوانی این است که آن را در مرحله ای می دانند که در طی آن آنها کودکشان را از دست می دهند.والدین احساس می کنند که چیزی ندارند که به فردی نوخاسته و در حال رشد عرضه کنند، زیرا با توجه به سرعت دگرگونی فرهنگی، افکار آنها در نظر کودک قدیمی جلوه می کند، و علاوه بر این، آنها گرایشها و دوستان جدید و عجیب نوجوان را درک نمی کنند.(کان و همکاران)
دیدگاه های نظری:
رایج ترین تصوری که درباره هراس از مدرسه وجود دارد، این مشکل را از اضطراب جدایی ناشی می داند، در واقع DSM-III،تشخیص امتناع از رفتن به مدرسه را در طبقه اختلال اضطراب جدایی جای می دهد. هر دو نظریه تحلیل روانی و رفتاری ، این فرضیه را بگونه ای دیگر مطرح می کنند. تصور اصلی بر این است که مادر و کودک به گونه ای شدید به یکدیگر وابسته اند. وابستگی شدید کودک برایش این ترس را به وجود می آورد که امکان دارد برای خود یا مادرش اتفاقی روی دهد. ماندن کودک در خانه نیازها و اضطرابهای مادر و کودک هر دو را ارضا می کند. درباره نقش پدر در این فرآیند اطلاعات اندکی در دست است.

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید